عشق یعنی سایه ی ِ سنگین ِ غم
عشق یعنی با تو رفتن تا عَدم
عشق یعنی چشم های ِ انتظار
عشق یعنی اَشکهای ِ آشکار
عشق یعنی تو ملامت کُن مَرا
عشق یعنی می ستایم من تو را
گر تو بازنگردي
اميد امدنت را به گور خواهم برد
و كس نمي داند
كه در فراق تو ديگر
چگونه خواهم زيست
چگونه خواهم
مرد
آنکه از زندگی خویش به جانست منم
آنکه از درد دل خود به فغانست منم
وآنکه از زندگی خویش به جانست منم
آنکه هر روز دل از مهر بتان بردارد
چون شود روز دگر باز همانست منم
آنکه در حُسن، کنون شهره ی شهر است تویی
و آنکه درعشق تو رسوای جهانست منم
آنکه در صومعه چل سال شب آورد به روز
وین زمان معتکف دیر مغانست منم
در غمت گرچه به یک بار پریشان شده دل
آنکه صد بار پریشان پریشان تر از آنست منم
عاشقانت همه نامی و نشانی دارند
آنکه در عشق تو بی نام و نشان است منم
عاقبت همچو«هلالی» شدم افسانه ی دهر
آنکه هر جا سخنش ورد زبانست منم
ديگر معطل نمي شوم؟
از كي تا حالا؟!
از وقتي كه ايرانسل وارد بازار شده.
وحالا تك بيتي ها ي ناب
تمام عمر چو درياي قطبي منجمد بودم
مراتبخير كردي ابري برساختي از من
براي عشق كه رنگ نگاه مجنون داشت
تمام دشت پر از خاطرات ليلا بود.
کاش می شد اشک را تهدید کرد
مدت لبخند را تمدید کرد
کاش می شد از میان لح ظه ها
لحظه دیدار رانزدیک کرد
ولی صدای زیبایت
امید بخش این دل همیشه تنهاست.زیباترینم : بهترین صدای زندگی
من صدای تو
تپش قلب توست.به تکرار تپش های قلبت دوستت دارم.همیشه با
من بمان تا عشق
را فقط و فقط با تو زمزمه کنم.دوستت دارم تا قلب آسمانها باشد
که عشقمان ابدی
بماند.
دل من يه روز به دريا زد و رفت
پشتپا به رسم دنيا زد و رفت
زندهها خيلي براش كهنه بودن
خودشو تو مرده ها جا زد و رفت
هواي تازه دلش ميخواست ولي
آخرش توي غبارا زد و رفت
دنبال كليد خوشبختي ميگشت
خودشم قفلي رو قفلا زد و رفت
يه دفعه بچه شد و تنگ غروب
سنگ توي شيشه فردا زد و رفت
دفتر گذشتهها رو پاره كرد
نامه فرداها را تا زد و رفت
به سرش هواي حوا زد و رف
می خوام عاشقنونه هامو بخونم برات دوباره
بشکنم بغض غرور رو دردمو چشام بياره
نگو راه ما يکی نيس نگو قسمته جدائی
واسه کشتی دل من تو فقط تو ناخدايی
کاش می ششد حضور خوبت منو از غصه بگيره
دل من می خواد برالی دل پاک تو بميره
تو که عشقمو می شناسی تو چشاغم عشقو نگاه کن
قبل از اينکه من بميرم بياو منو صدا کن
حس من يه حس پاکه نگو با تو آشنا نيست
دوستت دارم نه عاشقتم عمو
اگه یه روز دیدی که وقتی داری میوفتی بر می گردم و با عجله می یام سمتت
بدون برام عزیزی
اگه یه روز دیدی وقتی داری می خندی بر می گردم و نگات می کنم
بدون واسم قشنگی
اگه یه روز دیدی وقتی داری گریه می کنی بر می گردم و میام باهات اشک می ریزم
بدون دوست دارم
اگه یه روز دیدی وقتی داری با یکی دیگه حرف می زنی ترکت می کنم
بدون عاشقتم
اگه یه روز دیدی وقتی داری ترکم می کنی برات فقط سکوت می کنم
بدون دیوونم
اگه یه روز دیدی که ازنبودنت داغون شدم
بدون برام همه چی بودی
اگه یه روز دیدی که یه روز از بی تو بودن می نالم
بدون بدونه تو می میرم
اگه یه روز دیدی که بعد رفتنت لباس سفید پوشیدم
بدون بدون تو مردم
ستاره
گوش کن
من برای پنهان کردن تو
صادقانه به همه دروغ می گویم
و وقتی زیباترین لحظه سال تحویل می شود
شوق چشمانم را گور می کنم
من روی صفحات خالی دفترم
بدون فاصله تو را می نویسم
و هر روز شعرهایم را به صندوق دلتنگی ام پست می کنم
خوب می دانم
تا وقتی سرم به آسمان است و نگاهم به زمین
از تو
جز یک نگاه کهنه
چیز دیگری ندارم
يكي را دوست ميدارم ولي
افسوس او هرگز نمي داند
نگاهش ميكنم شايد بخواند از
نگاه من كه اورا دوست ميدارم
ولي افسوس او هرگزنگاهم
را نمي خواند به برگ گل
نوشتم من تورا دوست
ميدارم ولي افسوس او برگ
گل را به زلف كودكي
اويخت تا اورا بخنداند صبا
راديدم و گفتم صبا دستم به
دامانت بگو از من به
دلدارم كه او را دوست مي
دارم.
سکوت کوچه های تاریک جانم گریه می خواهد
تمام بند بند استخوانم گریه می خواهد
ببار ای ابر باران زا میان شعر های من
که بغض آشنای آسمانم گریه می خواهد
چنان دق کرده احساسم میان شعر تنهایی
که حتی گریه های بی امانم گریه می خواهد
يادت باشه...گاهي وقت ها مثلا آخر شب ها که مي خواي بخوابي يه دل تنهايي هست
که يکم اون ور تر مي تپه براي تو......
يادت باشه فقط تو بودي که تونستي وارد قلبم بشي بدون اينکه قفلشو بشکني...
يادت باشه من شب ها حتي تو رويا هام با تو حرف ميزنم تويي که يادت وخيالت هم آ
رامش بخشه...
هيچ ميدوني موقعي که يکم ازم دور ميشي چقدر غصه دار ميشم اون وقته که
چشمم دنبال چشاي قشنگت ميگرده که با هر نگاه کلي انرژي ازشون دريافت
ميکنم.. دستام
دنبال دست هاي مهربونت ميگرده تا بدونه هستي...هميشه ميموني...خودت
ميدوني که اين واژه ها نميتونن
ا
ون چيزي رو که تو عمق وجودمه ابراز کنن..وقتي ميخوام از تو بنويسم نه تنها واژه ها
در مقابلت
کم ميارن حتي به احترام حضور سبزت در مقابلت سر تعظيم فرود
عشق یعنی با افق یک دل شدن
یــا لباسی از شقایق دوختن
عشق یعنی با وجود خستگی
بر سر پروانهء دل سوختن
عشق یعنی داستــانی نـا تـمــام
عشق یعنـی کلمه ای بـی انـتـهـا
عشق یعنی گفتن ازاحساس موج
در کــنـار حسـرت پـروانـه ها
عشق یعنـی آه سرخ لالـه هـا
عشق یعنی حرف پنهان در نگاه
عشق یعنـی تـرجـمـان یک نـفس
عمق سـایـه روشن دشت پگـاه
عشق یعنـی قـصـهء یک آرزو
عشق یـعـنـی ابـتـدای یک غـروب
عشـق یـعـنـی تکـه ای از آسمـان
عشق یعنی وصف یک انسان خوب
يكي را دوست ميدارم ولي افسوس او هرگز نمي داند نگاهش ميكنم شايد بخواند از نگاه من كه اورا دوست ميدارم
ولي افسوس او هرگزنگاهم را نمي خواند به برگ گل نوشتم من تورا دوست ميدارم ولي افسوس او برگ گل را به زلف كودكي اويخت تا اورا بخنداند صبا راديدم و گفتم صبا دستم به دامانت بگو از من به دلدارم كه او را دوست مي دارم.
يا حسين مظلوم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
مشاورهنري
بيوگرافي جواد مولانيا
متوّلد1357شميران است.اودوره ي پانتوميم را نزد سيروس شاملو و دوره ي بازيگري را در
اموزشگاه استاد سمندريان گذراند ودر حال حاضر هم معلم هنر است
مشاور ورزشي
اولين گل طلايي جام هاي جهاني در چه سالي در كدام بازي و به نفع چه تيمي به ثمر رسيد؟
در جام جهاني 1998 فرانسه تيم ملي اين كشور در ديدار مقابل پارا گوئه با گل طلايي دقيقه ي 113
لورن بلان به برتري رسيد.
حالا اين جارو بخونيد.
عروسي سگ ها
اين روزها علاقه به حيوانات خانگي ونگه داري از انها به صورت همه گير در امده است اما عده اي
پا را از اين هم فراتر گذاشته و به گو نه اي عاشق حيوانات خود شده اند دو خا نواده ي استراليايي
سگ هايشان را يكي نر ويكي ماده بود طي مراسمي باشكوه به طور رسمي به عقد يكديگر دراوردند .
اين دوسگ به نام هاي بابي وگرسي بعد از مراسم به لانهي مخصو صشان فرستاده شدند.
بعد ادم ها هنوز مجردند يه كم ياد بگيريد
تك بيتي هاي ناب
ياري كه داد بر باد ارام و طاقتم را
اي واي اگر نداند قدر محبتم را
*****************
مشاوره طب سنتي
مدت دو سال است كه مبتلا به خارش شديد بدن شدهام و درمان هاي شيميا يي تاثيري ندارد چه كار كنم؟
دو ليتر عرق كاسني و يك ليتر عرق شاتره تركيب نموده روزي يك ليوان از تر كيب فوق را شربت
نموده وبخوريد 40 روز
هفته اي سه مر تبه سوپ جو بخوريد.
فرزاد حسني و تجربه ي ديگري در عر صه ي بازيگري
مجمو عه ي تلويزيوني عبور از تاريخ 8 دي ماه جلوي دوربين رفت اين مجموعه به وقايع
تاريخي از سال 1356 تااوايل انقلاب مي پردازد و ايم دهه ي فجر پخش مي شود.
شعبدهبازان و تردستهاي
معدودي هستند كه با كار خود به شهرت جهاني ميرسند.
افرادي همچون «ديويد
كاپرفيلد» كه توجه همگان را
به سوي خود جلب كرده بود
. ديويد بلين نيز يكي از اين
تردستان مرموز و ابهامآميز
آمريكايي است كه قصد دارد
ميزان محدوديتهاي بدن
انسان را با چند شبانهروز
گرسنه و تشنه ماندن يا معلق
شدن در ميان زمين و آسمان
و كارهايي از اين قبيل، مورد
آزمايش قرار دهد. بلين
تاكنون كارهاي عجيب و
شگفتانگيز بسياري انجام
داده و حيرت همگان را
برانگيخته است...
مرد خسيسي كه سي سال قبل از يك فروشگاه كفشي خريده بود، دوباره وارد همان مغازه شد و گفت: ما باز آمديم!
غضنفر در يكي از سخنرانيهاش ميگه: عزيزان مربع زندگي سه ضلع داره ايمان و تقوا !
تركه ميره امام رضا احساساتي ميشه ميگه: امام علي قربون لب تشنت برم پس كي ظهور می كني؟
كوره ميره تو آشپزخونه دستش ميخوره به رنده ميگه: اين چرت و پرت ها چيه اينجا نوشته؟
يه سکه تو قزوين مي افته رو زمين و آثار باستاني مي شه.
محققان دستگاهي اختراع كردن كه اگر كسي دروغ مي گفت منفجر مي شد، براي اين كه دستگاه رو امتحان كنن، يه اصفهانی رو با حسن آقا و غضنفر مي آرن براي آزمايش. به اصفهانيه مي گن: اگه يه مهمون سر زده بياد خونتون، چي كار مي كنين؟ اصفهانيه مي گه: ما غذايي رو كه داريم مي خوريم رو از دهنمون در مي آريم و مي ديمش به مهمون ... بمب. همين سوالو ار حسن آقا مي كنن؟ حسن آقا مي گه: ما نه تنها غذا رو از دهنمون در مي آريم و مي ديم به مهمون، سند خونمون رو هم به نامش مي زنيم... بمب. نوبت به غضنفر که مي رسه، غضنفر مي گه: ما آدم ها... بمب. (تشخيص مليت غضنفر بر عهده ی خوانندگان است)